ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
245
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
نداشته باشد ، مىتواند در عرض دو ساعت يك دنيا اسباب و اثاث جالب تهيه كند . ظروف مسى يا نقرهيى كندهكارى و قلمزنى شدهى زرگرىهاى قديم اصفهان ؛ آفتابه لگنهاى مفرغى كه رويشان با طلا كار شده است ؛ الواح و چينى آلات ميناكارى شدهيى كه آنها را كارگرانى كه به دستور شاه عباس از چين آورده بودند ، با دست ساختهاند ؛ خنجرهاى قديمى كردها كه مانند داس ، هلالىشكل است ؛ شوشكهى « 1 » دربند ، تبرهاى مخصوص كه البته نوعى سلاح جنگى است ولى مانند جواهر ارزش دارد ؛ زره و كلاهخودهاى طلا يا نقرهكوب شده ؛ تركشهايى از پوست ساغرى كه رويشان مرواريدهاى ظريفى دوختهاند ، شمشيرهاى خراسان ؛ تيغههاى قديمى كرمان و شيراز ؛ ياتاقان « 2 » هايى كه در غلاف نقرهكارى شدهيى جا گرفتهاند ؛ قمههايى با دستهى مزين به فيروزه و ياقوت كبود و سلاحهاى ديگر . . . . از سكههاى پادشاهان قديم زردشتى واحد پول داريوش يا سكههاى طاهريان ، صفاريان يا سكههاى يونانى ، رومى ، عرب ، بيزانس ، ترك و ايرانى يا سكههايى كه در زمان سلسلههاى مقدونى ، بلخى « 3 » و رخجى « 4 » ضرب شدهاند ، هركدام را كه ترجيح بدهيد در اينجا به سهولت در اختيارتان است . يك مسافر خارجى در اين بازار ، بيش از بازار فرشفروشان با وسوسهى درون مواجه مىشود . جاذبهى اين همه اشياى زيبا كه در معرض ديدگان مردم گذاشته شده است هر عابر بىتفاوتى را از حركت بازمىدارد . در اين بازار براى مسافرانى نظير ما همواره اين خطر وجود دارد كه نكند ناگهان با تعداد زيادى از سلاحهاى قديم - كه تنها سنگينى آنها كافى است زانوان پهلوانى چون رستم را نيز از ترس بلرزاند - يا با كيسهيى پر از سكه - كه رشك تصاحب آن بعيد نيست ناگهان عضو فرهنگستان كتيبهشناسى و يا ادبيات را از غصه دقمرگ كند - ، به هتل برگرداند . ولى بههرحال چنين مسافرى يكباره خانه خراب و متضرر است . چون چارهيى ندارد
--> ( 1 ) . خنجر كوچك كه ظاهرا بهترين نوعش را در شهر دربند ، يكى از شهرهاى سابق ايرانى مىساختند . گفتنى است نام اين شهر كه در دوران قباد اول ساسانى تجديد بنا شده و به دستور خسرو انوشيروان بر استحكامات آن افزوده شده است ، بعد از رسيدن پاى اعراب به آن نواحى به باب الابواب و بعد از تسلط روسها به دربنت تغيير يافته است . نامها در برابر دستههاى غالب آسيبپذيرتر و سرنوشتشان حتى از انسانها هم غمانگيزتر است . م . ( 2 ) . لغت تركى به معنى دشنه و خنجر خميده . م . ( 3 ) . Bactriane ( 4 ) . Arachosie